سیاه سفید

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۱۲ساعت 0:21 توسط abbas|

درکش واسم سخت بود نمیدونستم فرقش با چیزی که میخواستم چی بود...  اولش خیلی راحت گفتم خوب مثه تمام چیزایه که ادم میخواد مثه وقتی که دوس داری یه لباس نو بخری یا بری یه نوع غذای تازه رو امتحان کنی. . . کم کم واسم معلوم شد نه این جوریم نیس.  هدف لحطه ای نیست. رسیدن بهش گرونترین چیز تو زندگیه  هر کس رو میخواد. باید بری دنبالش  باید پیداش کنی باید بخوای اونو باید... باید با تمام مشکلات راه بازم ادامه بدی و برای بدست اوردنش قدم برداری قدمای اهسته سریع گاهی باید بدویگاهی اروم حرکت کنی به سمتش ولی ایستادن و توقف و منتطر شرایط ایدال بودن به معنی از دست دادن هدفته...  چون بهای هدفت خیلی گرونه خیلی به گرونیه زمان. . 

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۴/۰۶/۱۳ساعت 22:34 توسط abbas|

وقت کش حرفه ای ! به این مقام پر افتخار نیز رسیدم . خیلی وقت است که مرده ام. از همان روز که برای تو خندیدم و گریه کردم. از همان روز که خیالم را برای هیچ به پرواز دراوردم . این روزها مثه خیلی از روزای دیگه ی عمرم حالم خوش نیست. خدایا یادم رفته که تو رو با خیلی از تو های دیگه اشتباه گرفتم منو ببخش. یاد تو ارام بخش دل هاست.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۲ساعت 23:52 توسط abbas|

خیلی سخته سختر از اون چیزی که فکرشو میکردم.وای خدا من جنبه ی این همه مسولیتو ندارم.ولی راستش

وقتی تو به یکی اعتماد میکنی یعنی میتونه.این روزا واسه من که میگن جا پات ثابت شده و یه کاری داری، به جای اینکه خوش بگذره خیلی سخت میگذره.

خدایا خودت کمکم کن من. میدونم که خیلی کمکم کردی ولی بازم من نیاز دارم. 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۷ساعت 23:26 توسط abbas|

کارگر در زیر کار و دخترک در زیر یار


هردو مینالند اما این کجا و آن کجا

یک منار در اصفهان و یک منار زیر پتو،


هر دو جنبانند اما این کجا و آن کجا
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۶ساعت 20:32 توسط abbas|

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۷ساعت 15:6 توسط abbas|

12.jpg
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۲ساعت 23:8 توسط abbas|

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
 
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، 

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، 

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، 

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، 

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، 
می خواهم بدانم،

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای 
خوشبختی خودت دعا کنی؟

سهراب سپهري
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۲ساعت 22:40 توسط abbas|

فقط امروز ،انسان ساخته افكار خويش است به ياد داشته باش اگر زمان را مديريت نكي زمان مدیريتت ميكند  
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱۴ساعت 18:15 توسط abbas|

0.170756001369314694_pixnaz_ir.jpg
نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۸/۱۰ساعت 20:23 توسط abbas|

girls_gifs_23.gif

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۹ساعت 19:16 توسط abbas|

مینا
|
UNITED KINGDOM
|
۰۱:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۷
24
3
 مردمی ترین رئیس جمهور دنیا
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۸ساعت 22:52 توسط abbas|


Aso Karimi
زندگــی پـانتـومـیم اسـت ...

حـرف دلـت را بـازی کـن ...

اگـر بـه زبـان بیـاوری ، بـاخـته ای ..
نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۴ساعت 19:24 توسط abbas|

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۴ساعت 19:22 توسط abbas|

   فردا اولین روز از بقیه عمر من است.


نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۹ساعت 19:26 توسط abbas|

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۷ساعت 23:8 توسط abbas|

خیلی سخته.یه بچه رو بدن دستت بگن برو زندگی رو یادش بده. من خودم تو همین زندگیم موندم پاسش نکردم بیام یه بچه رو هم آموزش بدم.این روزا همه ی فکرم شده بچه های کلاسم. 10 تا قد و نیم قد.

بچه دار شدم! پنچ پایه !

صب ساعت هشت تا یک. وقتی برمیگردم از خستگی نای حرف زدنم ندارم.


نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۷ساعت 20:37 توسط abbas|

این روزها دیگر حال دیدنت رو ندارم. گم شو کفاصط. اخه خیلی احمق شدی خدایی این کاره کردی ؟ اخه بنده ی خدا چی کار میکنی تو .

کم کم زندگی ت داره پا میگیره داری ولش میکنی.یه کم مونده بخوره زمین دست و پاش بشکنه تا زنده ای مثه الانت که مرده ای زندگی کنی.

ول کن همه چی رو بچسپ به همون چیزایی که میتونی داشته باشی. یه اعتماد کن به من یه کم خواهشا.

قول میدم همون چیزایی رو که میخوای بدس بیاری قول مردونه.

خیلی چیزا میخوام.... اگه عزرایل بزاره!


نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۴ساعت 1:17 توسط abbas|

وقتی از چشمم افتاد دست و پایش شکست!

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۳ساعت 20:42 توسط abbas|

اگر روزی عاشق شدی …


قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن …


این روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده ……!

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۳ساعت 20:42 توسط abbas|

Aso Karimi
Aso Karimiاکتبر 12 19:04
حقیقت اینـــه کــــه :
هــــرچی مهـــربونتر باشی؛
بیشتـــر بهت ظلم میکـــنن ...
هــــرچی صـــادق تـــر باشی؛
بیشتـــر بهت دروغ میگــــن ...
هـــرچی خـــودتو خاکی تـــر نشون بـــدی؛
واست کمتـــر ارزش قائلنـــد ...
هـــرچی قلبتـــو آسونتـــر در اختیار بـــذاری؛
راحت تـــر لـــهش میکـــنن...
و اگــــر بدونند کـــه منتظـــری و بهشـــون احتیاج داری ،
.....
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۳ساعت 20:32 توسط abbas|

ﺯﯾـــﺎﺩ ﺗـــﻮ " ﺯﻧــﺪﮔـﯿـﻪ ﺷﺨـﺼـﯽ " ﺧـﻮﺩﺗـــﻮﻥ ﺩﺧــﺎﻟـــﺖ ﻧـﮑـﻨـﯿـﺪ ! !!

ﺩﻭﺳــﺘــﺎﻥ ﺯﺣـﻤـﺘـﺸـﻮ ﻣـﯿـﮑـﺸـﻦ .... بـو خــدا ؟؟
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۳ساعت 20:24 توسط abbas|

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۳ساعت 20:19 توسط abbas|

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۳ساعت 19:3 توسط abbas|

باز باران.....

مجدالدین میر فخرایی معروف به گلچین گیلانی در سال١٢٨٨ در رشت به دنیا آمد.


تا کلاس ششم را در رشت خواند و بعد به تهران رفت و دیپلم گرفت .

تحصیلات دانشگاهی را در تهران در رشته ادبیات و فلسفه و علوم تربیتی ادامه داد و لیسانس گرفت .

سال ١٣١٢ با بورسیه دولت به اروپا رفت و در نهایت در انگلیس پزشکی خواند و دکتر شد و هرگز به وطن برنگشت و در سال ١٣۵١ در لندن بعلت سرطان خون از دنیا رفت .

او علیرغم دوری از ایران هرگز شعر و ادبیات ایران را فراموش نکرد .

شعر " باران " یک شعر تقریبا طولانی و بسیار زیبا می باشد و قسمت کمی در کتاب درسی ما چاپ می شود از یادگارهای زیبای دکتر مجدالدین میر فخرایی ( گلچین گیلانی ) میباشد .
نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۷/۱۹ساعت 21:52 توسط abbas|


آخرين مطالب
» عکس روز
» هدف
» زندگی مزخرف من
» اه از دست تو...
»
» همراه همین توپ دستم شکست...اولین شکستم بود!
»
» دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی
»
»
Design By : Pars Skin